اولين روضه خوان و اولين گريه كن
گويند كه آدم(ع) بر ساق عرش الهي نام پيامبر اكرم(ص) و
ائمه ي اطهار عليه السلام را ديد و جبرييل آن اسماء را به او ياد
ميداد و او مي گفت كه:
يا حميد بحق محمد
و يا عالي بحق علي
و يا فاطر بحق فاطمه
و يا محسن بحق الحسن
و يا قديم الاحسان بحق الحسين
و آدم نيز اين اسماء را زمزمه مي كرد. چون به نام حسين(ع)
ميرسيد بي اختيار دلش فرو ميريخت* بدنش ميلرزيد و
اشكهايش روان ميگرديد. پس به جبرييل گفت كه اي امين الله
اين نام كيست كه ذكرش دلم را ميشكند* بدنم را به رعشه در
مي آورد و اشكهايم را سرازير ميسازد و جبرييل داستان اتفاق
كربلا را براي او اينگونه خواند كه:
اي آدم* حسين فرزندي است از اولاد تو كه به مصيبتي گرفتار
مي شود كه ساير مصيبتها در برابر آن اندك و كوچك است.
آدم پرسيد اي جبرييل: آن چه مصيبتي است ؟
و او گفت: اين است كه او در ميان دو شط آب* تشنه*
غريب*تنها و بي كس كشته ميشود. براي او ناصر و معيني
نيست و اگر ببيني ا و را اي آدم كه ميگويد: ((وا عطشاه واقله
ناصراه)) تا آنجا كه تشنگي چون دود ميان او و آسمان فاصله
شود* كسي جوابش نميدهد جز با شمشير و باران سنگ و اين
در حاليست كه چون گوسفند از قفا سرش بريده ميشود.
دشمنانش خيمه گاهش را غارت مي كنند و سرهاي خود و
يارانش را بر سر نيزه ها در شهر ها بگردانند.در علم خدا چنين
گذشته است. آدم و جبرييل چون زن جوان مرده گريستند و
چنين بود كه جبرييل اولين روضه خوان و آدم اولين گريه كن بر
سيدالشهدا(ع) گرديدند.

|
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 | ساعت18:59 | توسط حسين |
