تبليغاتX
بوي سيب



بوي سيب

امام حسین(ع): اگر دین نداری لا اقل در دنیا آزاده باش




سلام های امام زمان(عج) به امام حسین(ع) و یارانش

***سلام بر غریب غریبان***

***سلام بر مقتول دشمنان***

***سلام بر آن آغشته به خون***

***سلام بر آن لبهای خشکیده***

***سلام بر آن بدن های لاغر***

***سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده***

***سلام بر آن کشته ی مظلوم***

***سلام بر شهید شهیدان***

***سلام بر آنکه حرمت خیمه گاهش دریده شد***

***سلام بر آنکه فرشتگان آسمان بر او گریستند***

---برای دیدن ادامه ی سلامها به ادامه مطلب مراجعه کنید.---

---و برای دیدن قسمت عربی این جملات اینجا کلیک کنید---

 

برای این پست یک بخش جدید که شاید در جای دیگری از وبلاگم وجود نداشت میگذارم

دانلود دعای عهد که با این پست متناسب باشد:

توضیح:

(برای دانلود بر روی لینک مورد نظر راست کلیک کنید و گزینه ی save target as را انتخاب کنید و مکان قرار گیری بر روی رایانه را مشخص کنید و گزینه ی save را بزنید)

دعای عهد{ دانلود }


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 | ساعت11:15 | توسط حسين |

ادامه مطلب




حسین و فرشته ی بال شکسته

 

از امام صادق(ع) روایت کرده اند که فرمود: وقتی امام حسین(ع) متولد شد جمعی از ملائک همراه با جبرئیل برای عرض تبریک و تهنیت به رسول اکرم(ص) روانه گردیدند. در هنگام نزول از جزیره ای میگذشتند که در آن به ملکی که او را فطرس میخواندند و از حاملان عرش الهی بوده است برخوردند. او که در امری از خود کندی نشان داده بود با اراده الهی بی بال و پر در آن جزیره ساکن گردیده بود.

فطرس هفتصد سال در آن جزیره عبادت حق تعالی را میکرد تا آنکه امام متولد گردید و او وقتی دید جبرئیل با فوج کثیری از ملائک از آنجا عبور میکند از جبرئیل پرسید به کجا میروید؟ و جبرئیل گفت: پروردگار عالم نعمتی به محمد(ص) کرامت فرموده است و مرا مامور کرد تا او را مبارک گوییم. فطرس از جبرییل خواست که او را نیز با خود ببرند تا شاید آن حضرت برایش دعایی کنند و حق تعالی از تقصیر او در گذرد.

جبرئیل او را با خود برد و به خدمت رسول الله(ص) رسید*تهنیت و تبریک گفت و سپس شرح حال فطرس را به عرض حضرت رسانید. پیامبر فرمودند به فطرس بگو خود را به این مولود مبارک یعنی حسین علیه السلام بمالد تا به مکان خود باز گردد و او نیز چنین کرد*بالهایش در آمد و بالا رفت.

فطرس که شفا یافته حسین(ع) بود عهد کرد که سلام زائران به اباعبدالله(ع) را به ایشان برساند و به رسول الله(ص) عرضه داشت که یا رسول الله: «بر عهده ی من است که شفا دهی او را جبران کنم. هیچ زائری نیست که او را زیارت کند مگر آنکه سلامش را به آن حضرت رسانم.»

 


+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386 | ساعت13:21 | توسط حسين |





امیر پشیمان...

حر آن سرباز نامدار و دلاوری که با ۱۰۰۰ سرباز در منزلگاه شراف راه را بر امام(ع) و یارانش بسته بود در هنگام آغاز حرکتش ندایی شنیده بود که ((ای حر مژده باد تو را بهشت)).

 اینک او تا کربلا آمده است لیکن در وجودش دو جریان خیر و شر به سختی در نبردند. او شنیده است که حسین(ع) میگفت:

 

...هل من ناصر ینصرنی...

 بهانه ای آورد که میخواهد اسبش را آب دهد. سربازی میگفت او وضع مشکوکی به خود گرفته و لرزه بر اندامش افتاده بود. به او گفتم: حر اگر به من میگفتند شجاعترین  اهل کوفه کیست؟ تو را نام میبردم. این چه حالی است که در تو میبینم؟ و او گفت: من خود را در میان بهشت و دوزخ میبینم. بخدا چیزی را بر بهشت اختیار نکنم. اگر چه پاره پاره و سوزانده شوم. تازیانه بر اسب زد و از اردوی عمر سعد به اردوی حسینی علیه السلام پیوست.

 او اینک دستها را بر سر گذاشته* کفشهایش را بر گردن آویخته* شمشیرش را بر روی دستها گذاشته* آرام آرام به خیمه گاه می آید. آری او آمد و فرمود: ((بار خدایا به سوی تو باز گشتم توبه ام را بپذیر. من دل دوستان تو و زادگان دختر پیامبرت را لرزاندم و چون به حضرت رسید  سپرش را واژگون کرد سلام داد . گفت: قربانت یابن رسول الله من همراه تو هستم که نگذاشتم برگردی* تو را در اینجا بازداشت. به خدا توبه کردم. آیا به نظر شما توبه من پذیرفته است؟))

 و امام در جوابش گفت: ((آری توبه ات را خدا قبول میکند* فرود آی.)) و آنگاه که در خون خویش غلطان بود حضرت بر بالینش آمد وگفت: تو همانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است* حر و آزاده ای* آزاد در دنیا و سعادتمند در آخرت.

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 | ساعت10:31 | توسط حسين |




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس