X
تبلیغات
بوي سيب





























بوي سيب

امام حسین(ع): اگر دین نداری لا اقل در دنیا آزاده باش

 

وقتی تو آمدی همه کودکان شهر
دیـدنـد مـاه بهـر یتیمـان پنـاه بـود
فرقت شکافت تا که دل کعبه نشکند
آری که سجده گاه تو چون قبله گاه بود

یا علی
عمری بود تا فردا

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1391ساعت 2:42 توسط حسين|

پس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبری شيعيان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولايت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاويه صلح کند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريک رنجهای برادر بود و چون مي دانست که اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويی  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاويه بشکند و سزای ناهنجاريش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسين (ع ) 
پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه برآمد، و با بيانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .

نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 12:24 توسط حسين|

نعره در گرگان کوفه شیر میزد
با شکوه حیدری شمشیر میزد
نعره زد مستانه در دارالاماره
این سر و این خنجر،این تن،این قناره
من دلم جا مانده در گیسوی دلبر
سینه ی بی دل شود صد پاره بهتر
وای از آن نامه که دادم به دلبر
حنجر او را سپردم دست خنجر
تا شرار از بام ریزد بر وجودم
یاد شام و زینب و کوی یهودم
یاد چوب خیزران در دل نشسته
زان لبم افتاد و دندانم شکسته
گر رقیه دامنش آتش بگیرد
دخترم باید در این آتش بمیرد

نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 17:58 توسط حسين|

آیت الله العظمی اراکی رحمة الله علیه  فرمودند:  
 
شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.  
 
پرسیدم:  
 
چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟  
 
با لبخند گفت: خیر.  
 
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟  
 
گفت: نه  
 
با تعجب پرسیدم:  
 
پس راز این مقام چیست؟  
 
جواب داد:  
 
هدیه مولایم حسین است!  
 
گفتم: چطور؟  
 
با اشک گفت: 
 
آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم: 
 
میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه ؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! 

از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت :

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.


نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 1:5 توسط حسين|

"عطشت را عطشم غمخوار است"

حســ ـــین جـــ ـــان...


******************

اینروزها به یاد شهدایی باش

که تشنه جان دادند!

رسید سر خاکریز.

تا یه لحظه برای دیدن منطقه بلند شد،

تیر خورد توی قلبش...

آروم افتاد روی خاکریز. لحظه های آخر با دست اشاره ای می کرد...

انگار آب می خواست، اما هیچکس آب همراهش نبود...

آخه خودش سفارش کرده بود:

«قمقمه هایتان را پر نکنید،

ما به دیدار کسی می رویم که تشنه لب شهید شده است...»


نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:7 توسط حسين|

نــواى نينـوا يــادم نــرفتـه***شهيـد سر جدا يـادم نـرفتـه

درآن گودال و تــَلِّ زینـبـیـه***حسين و نيزه ها يـادم نرفته

منم زينب منم أم المصائب***حديـثِ کــربــلا يــادم نـرفتــه

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 21:22 توسط حسين|

خدایا، های و هوی بهشتیان را میشنوم

چه غوغایی، حسین به پیشواز یارانش آمده

چه صحنه ای،

فرشتگان، ندا در دهید همرزمان ابراهیم(ع)

همراهان موسی(ع)، یاران عیسی(ع)

و همگامان خمینی(ره) از کربلا آمده اند

چه شکوهی...

خدایا، به محمد بگو پیروانت حماسه آفریدند

به علی(ع) بگو شیعیانت قیامت برپا کرده اند

و به حسین(ع) بگو خونت هنوز میجوشد

بگو از آن خونها سروها روییده اند و ظالمان سروها را بریده اند

اما باز هم سروها میرویند

(شهید مهدی علی اکبر)

منبع: ماهنامه امتداد

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 18:49 توسط حسين|

 

آید آن روز که ببینند همه عالمیان

در بقیع مهدی موعود حرم میسازد

نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 16:50 توسط حسين|

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا


((توضیح دانلود: روی لینک مورد نظر کلیک کرده تا وارد صفحه ی دانلود شوید تا دانلود برای شما مقدور باشد))

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 15:48 توسط حسين|


اربعین، خیس گریه،


و پرچم شیون بر بام هستی.

کربلا، تصویرهای زخم را در دست چهلمین خورشید می نهد.

دنیا کجا حریف تواند بود

تحمل کسی را که با قافله صبر

طومار ریز ریز شده هلهله را

از شام آورده است

و مرگ نیشخندها را؟!

اربعین، با ردایی سرخ

و صدایی بلند آمده است که:

پلیدی ها از یک قُماش اند؛

اگرچه نام آن ها در لعن، متفاوت است.

اربعین آمده است؛ با سلامی عاشورایی

بر طبع آبی پروانه ها

کناره سرخگون فُرات

و هنوز صدای بریده ای پر بوسه،

از قتلگاه می وزد.

اربعین آمده است؛ با درودی مشعشع

بر رایحه طولانی عطش

روبه روی نفس های برهنه تیغ

و هنوز همه چیز از عشق مایه می گیرد

و با کربلایی شروع می شود

که قوّت قلب آب هاست.


 

نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 13:43 توسط حسين|


آخرين مطالب
» وای علی...
» امام حسین (ع) با برادرش
» شام سفیر دلبر ما
» امام حسین (ع) و امیر کبیر
» عطش
» امان از دل زینب
» رویش سروهای سر به دار
» یا زهرا
» بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
» قطره ای از اربعین

 Design By : Pichak